تبليغاتX
شعر تنهایی (امید.آرزو.آینده.زندگی.)







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





برای همیشه

برای همیشه دوستت دارم....
برای تو زندگی میکنم ، به عشق تو نفس میکشم ، بدون تو میمیرم!
برای تو مینویسم ، از عشقت و آن قلب مهربانت ....
مینویسم که دوستت دارم برای همیشه و تا ابد!
تویی زیباترین زیبایی ها ، تویی مظهر خوبی ها ، این تویی همان لایق بهترینها!
تویی تنها بهانه نفس کشیدنم ، این تویی تنها ترانه زندگی ام....
تویی یک عشق جاودانه ، خیلی دوستت دارم صادقانه ....
بیا با هم زندگی را با عشق و محبت بسازیم و به عشق هم زنده بمانیم!
ای قشنگترین لحظه ، ای زیباترین کلام خیلی دوستت دارم...
تویی پاکترین عشق روی زمین ، می پرستم تو را بعد از خدای آسمانها و زمین!
تا آخر دنیا به انتظارت مینشینم ، آخر این دنیا همان لحظه ایست که از عشق تو میمیرم!
به عشق تو زندگی میکنم ، برای تو نفس میکشم ،بدون تو میمیرم!
بیا در کنارم عزیزم ، عطر وجودت به من آرامش میدهد ، حضورت در کنارم مرا به اوج عشق می رساند ....
بیا در کنارم ، دستانت را به من بده ، بگذار با گرمی دستانت احساس خوشبختی کنم!
احساس کنم که برای منی !
تویی لایق بهترینها ، تویی که لایق قلب منی و حافظ احساس من....
با حضورت در قلبم زندگی ام رنگ تازه ای به خود گرفت و فصل بهار زندگی ام با حضورت فرا رسید ....
با حضورت کویر تشنه دلم بارانی شد ، بارانی از جنس عشق و محبت تو!
مثل همیشه با تو هستم ، بیشتر از همیشه عاشق تو هستم...
مثل همیشه برای منی ، بیشتر از همیشه قدرت را میدانم....
ای عشق همیشگی ام ، بدجور در قلب من غوغا کرده ای !
مثل همیشه ، بیشتر از گذشته ، برای همیشه ، میگویم که دوستت دارم همیشه!


 

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 0:4 | |







ارزو

آنگاه که ... ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می کنی؛ به خاطر بیاور که...

زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است
_________________
اگر حکایت فرهاد و عاشقی جرم است

سعادتی ست تو شیرین ترین گناه منی !

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 0:0 | |







سرود وداع

امروز من ایستاده ام در باد و تو

آنقدر دور از من هستی که فریادهایم در هجوم باد گم می شوند..

دیوانه وار فریاد میزنم دوستت دارم!

***

و تو مرا در مرداب های دور می نگری

تو سرود وداع را خواندی و من بی تفاوت گوش سپردم به نوای محزون تو

ولی اکنون بیدارم

اکنون که تو نیستی تا ببینی بیداری مرا ...

برگرد
Wink Wink Wink 
_________________

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 23:49 | |







وفا

پیمان شکست یار و به عهدش

وفا نکردمن انتظار عاطفه از گل نداشتم آواره سر به کوچه و صحرا گذاشتم غم ، با روان من چه بگویم چه ها نکرد !افسوس بر جوانی بر زندگانی ام اندوه زندگانی ام از یاد رفته بود اندوه من ، جوانی بر باد رفته بوددیگر چه سود زندگی بی جوانی ام؟

http://www.parsiran.tk

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 23:30 | |







تو می ایی ....ولی دیر است

تو مي آيي، يقين دارم که مي آيي.زماني که مرا در بستر سردي ميان خاک بگذارند، تو مي آيي يقين دارم که مي آيي.پشيمان هم ... دو دستت ، التماس آميز، مي آيد به سوي من ولي پر مي شود از هيچ .دستي دست گرمت را نمي گيرد.صدايت در گلو بشکسته و آلوده با گريه ، به فريادي مرا با نام مي خواند و مي گويي که اينک من ،سرم بشکن دلم را زير پا له کن ولي برگرد...

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 23:18 | |







امید

هر شب به رختخواب میرویم بدون اینکه مطمعن باشیم فردا زنده خواهیم بود .
اما همچنان نقشه های زیادی برای  فردا داریم

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 21:3 | |







اعتماد

اعتماد  باید شبیه کودکی باشد که او را به هوا پرتاب میکنید و او می خندد .
زیرا میداند که شما او را خواهید گرفت
 

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 20:58 | |







الو الو کسی اونجا نیست

الو ... الو... سلام

کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟

پس چرا کسي جواب نميده؟

يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ..

اگه مخای بدونی بعدش چی میشه روی ادامه مطلب کلیک کن

 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 20:7 | |







'گذر عمر


می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ويرانه خويش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوريده و ديوانه خويش

می برم، تا كه در آن نقطه دور

شستشويش دهم از رنگ گناه

شستشويش دهم از لكه عشق

زينهمه خواهش بيجا و تباه

همه چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه


تجربه و خاطره و گذر عمر


 


[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 11:31 | |







دل

یاد اون روزا که شروع آشنائی بود ..شروع آشنائی همیشه

 جالبه ولی زود گذره ...

گفتمش : دل می خری ؟ 

برسید چند؟

گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !

خنده کرد و دل زدستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای بایش روی دل جا مانده بود .....

اما همیشه هر شروعی پابانی هم داره .. پایان تلخی که هر روزش بد تر از مرگه ولی با گذشت زمان اون تلخی هم برات طعم شیرینی داره ،



 
 
 

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 18:15 | |




www.j28.biz & www.TakTemp.com


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ