تبليغاتX
شعر تنهایی (امید.آرزو.آینده.زندگی.)







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





لحظه های ------کاغذی

خسته ام از ارزو ها ارزو های شعاری  شوق پرواز مجازی بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را روز وشب تکرار کردن

خاطرات بایگانی زندگی های اداری

افتاب زرد و غمگین پله های رو به پایین

سقفهای سرد وسنگین آسمان های اجاری

با نگاهیی سر شکسته چشم های پینه بسته

خسته از در های بسته خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده میز های صف کشیده

خنده های لب پریده گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی پارک های این حوالی

بوسه های بی خیالی   نیمکت های خماری

رو نوشت روزها را روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار ارزوها خاک خواهد بست روزی

باد خواهد برد باری ....

روی میز خالی من صفحه باز حوادث

در ستون تسلیت ها .....

                              نامی از ما یاد گاری .....

 

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 15:41 | |







نگو.....کفر است

نمی خواهم خدایم بی کران باشد

نمی خواهم عظیم و قادر و رحمان

نمی خواهم که باشد اینچنین آخر

خدا را لمس باید کرد


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 14:58 | |







شاه بیت غزل زندگی

کنارت هستم برای روزی که  دستان نازنینت را در دستان مضطربم میگذاری و ازم قول میخواهی که تا ابد کنارت بمانم

شبها که مضطرب از خواب میپری و تو تاریکی در بسترت میگردی که  ببینی هستم یا نه ، نبین...لمس کن  تن مردی را که سردی  روزگار را به خاطر تو به  گرمای  آغوشش مبدل کرده

 

برای روزهایی که جسمت تغییر میکند و فکر میکنی دیگر زن نیستی و میترسی  ؛ منم که بارها و بارها حس زن بودنت را به تک تک سلولهایت یاد آوری میکنم...همان مرد وحشی روزهای اولمان میشوم تا یادت نرود که  تویی شاه بیت غزل زندگی من.

 

روزی که نگران چین و چروکهای تازه از راه رسیده صورت زیبایت میشوی ، منم که بهترین زیبارویان عالم را با ثانیه ای باتو بودن معاوضه نخواهم کرد

 

 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 14:24 | |







اشک ........ وداع ... . داغ جگرسوز

به یاد دوست خوبم (عبد المهدی وطنخواه)که سخاوتمندانه روح خود را به ترنم باران سپرد وسکنا گزیدن در ملکوت اعلا را به هم نشینی با ما خاکیان ترجیح داد .

نشستم در عزایت گریه کردم
ز داغت بی نهایت گریه کردم
میان کوچه های درد و غربت
چو دیدم رد پایت گریه کردم
مبار ای اسمان دیگر تو امروز
که من دیشب به جایت گریه کردم



یادش گرامی روانش شاد


[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 15:53 | |







ایمان

من اگر روح پریشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم

گله از بازی دوران دارم
دل گریان لب خندان دارم
به تو و عشق تو ایمان دارم

در غمستان نفس گیر اگر نفسم میگیرد
دل گریان لب خندان دارم
به تو و عشق تو ایمان دارم


آ رزو در دل من متولد نشده میمیرد
یا اگر دست زنان در ازای هر نفس
جان مرا میگیرد
دل گریان لب خندان دارم
به تو و عشق تو ایمان دارم


من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترین انسانم
به وفای همه بی ایمانم
به تو و عشق تو ایمان دارم

ایمان دارم
ایمان دارم



[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 15:26 | |




www.j28.biz & www.TakTemp.com


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ