تبليغاتX
شعر تنهایی (امید.آرزو.آینده.زندگی.)







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





حرف های نگفته

پندار هاي نهاني خواب هاي كزايي ؛ خنده ام گيرد ز اين همه بي خردي در عين حال با پوسته اي پر از معني!!!
كجاي كارم در اين بيغوله راه تنهايي در راه رسيدن به درن توراميبينم كه به من مي نگري.
خور جيني قديمي از حرفهاي تكراري را يدك مي كشيد گاه افسرده وار مي شويد كه خسته ام از اين زندگي. چه گويم گرفتار روز مررگي تكراري شديد.
امروز تنها براي خودم مينويسم پر از مهر سكوت با خط سراز راز هاي نهاني. تنها كساني درك خواهند كرد كه خود باديه نشين اين كوير باورند و كسي لمس خواهد كرد كه خود عاشق ترين عاشق را بر گزيند ، سلسله اي رو به زوال را كمال كند.
سرود هاي نهاني حرف هاي پوشالي
اين است تراژدي تكامل هايي انساني
قرض هاي وام دار فرض هي تئوري
سر هاي پر از خالي غرض هاي مرضي
پنداري خشك اما روان نا گفته هاي گفتني
اين است پرده اسرار ميان نمو تنهايي
خلق تصويري به واسطه نقاشي نقاش
رسم خطي به پهناي باور هاي انفاس
سكوتي در پس پرده اسرار غوغا ميكند
حقيقتي ژرف ميان انسانها نجوا ميكند
همه كو رند كرند اما بينا و شنوا
اين است پرده اسرار ميان انسانها
سكوت پس زمينه اين آهنگ ها به ريتم شب است
و ملودي آوا هاي نجوا هاي بي صدا زيبايي كيهانست
و تو در ته اين دريا براي نفس كشيدن مدام دست و پا ميزني
براي بهتر زيستن هر آن چه كه داري را حرج خزان مي كني
اين است حماقت انساني تمدن بشري؟
همه ما از هم گسستهايم به واسطه گرگ صفتي
همه را بد مي بينيم تزمان اين است
كه چون خوب نمي بينيم خو بي نمي كنيم
و خداي را از ياد بريم عشق را پست انگاريم
كه همسن پستي شمارا موجود كرده نميدانيد
مدام در پشت صورتكي اسير تكبر غرور خويش
در بند منيت به هميت نمي نگريم حصاريست گرد خويش
حال در پس پستوي ذهنت نوري نمي بيني جز تيرگي خويش
دل مرده خسته تر از خسته بانگ آه حسرت سر ميدهي ار درون خويش
امروز همان فر داييست كه منتظرش بنشسته اي
ديروز خاطره ايست از همان آني كه گذشت و تو نشسته اي
هرروز به خيال شب بي كسي نجوا ميكني
از اين كه تنها ماندهاي بي كسي را حس مي كني
غافل از اينكه آن صورتك تزوير اين را نشانت ميدهد
اين همان نقطه آغاز است آري
تا دي روز من هم در گذشته اين بودم آري
اما روزي كه عشق پاك آمد يادم نمي رود
همه طعم ها و رنگهاي زندگا ني را چشيدم يادم نمي رود
و ياد داد به من صفات انساني را
و نشانمداد وظيفه خطير اين دنيام را
......

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 0:24 | |




www.j28.biz & www.TakTemp.com


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ