تبليغاتX
شعر تنهایی (امید.آرزو.آینده.زندگی.)







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





درد دل من

سلام بهانه من برای زندگی ....
دلت تنگ است ..... می دانم !!
قلبت شکسته است ..... می دانم !!
دوری برایت سخت است ...... می دانم !
اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...
بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....
و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!
بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....
اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...
گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...
بیا و درد دلت را به من بگو...
و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم...!
با گریه خودت را ارام نکن....
گریه نکن که اشکهایت مرا نا ارامتر می کند..
گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند....
گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم..
می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم ..
ای عزیزم ...
ای زندگی ام ....
ای عشقم .....
اینها تمام حرفهایی بود که در اوج دلتنگی با دل نا ارام خود ارام ارام گریستم...
برای دلی که هنوز در نبود تو ....
و ارام ... ارام می میرد...!
باور کن بغض راه گلویم را بسته است....
اما گریه نمی کنم...
می خواهم برایت فقط بنویسم...
اما تو بگو بهانه ام ...
می خواهم به یاد گذشته .... اما اینبار با دستانی سرد اشکهای گونه هایت را پاک کنم ( به یاد روزهای از دست رفته )
بهانه ام :
بیا و دستهایت را در دستهایی بی روجم بگذار....
و به یاد روزهای اول اشنایی مان دوباره ...ببار ...
این بار می خواهم جور دیگری اشکهایت را پاک کنم..!
سرت را بر روی شانه هایم بگذار ...و ارام در گوشم زمزمه کن ...
باور کن به درد دلهایت گوش خواهم کرد...
می دانی اگر هنوز هم دلی برایت مانده باشد
وقتی دست نوشته هایم را می خوانی ....
اشک از چشمان سرازیر می شود....
پس برای اخرین بار هم گریه کن....
چون این درد دلی بود که در اوج بی کسی .....
من نیز با چشمانی خیس برایت نوشتم.....


asemane abi's Avatarmok's Avatarسلطان باران's Avatarآواتار Tabassom


__________________

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 22:42 | |







ابیات غمگنانه


دادند قلم به دست ما ناشی ها ........... افتاد خطی به صورت کاشی ها
پاشید به روی بوم تنهایی و مرگ ........... رفتند به خواب رنگ نقاشی ها



ای کاش که درد و داغ می آوردی ........ یک پنجره رو به باغ می آوردی
وقتی که به دیدن دلم میآیی ............ ای کاش کمی چراغ می آوردی

می خواهم از این شکسته بالی برم ....... آهسته شبی از این حوالی بروم
اکنون که بلیط مرگ در دست من است .... با زندگی . این قطار خالی بروم

خسته شدم از توالی زندگیم ...... از این همه ماست مالی زندگیم
انگار فقط سکوت اندوخته اند ...... بر روی نوار خالی زندگیم
صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی و من می شنوم می شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد آه ، ای شکوه بی پایان ای طنین شور انگیر من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته....
__________________
به دو زلف یار دادم دل بیقرار خود را
چه کنم سیه کردم همه روزگار خود را






[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 21:47 | |







انار

دلم گرفته از تموم شبهای بارون زده .گرفته تر از تموم بغضهای نشکسته هوای گریه دارم بی

بهونه و بی دلیل. فقط می خوام یک جفت نگاه عاشق پیدا کنم و چشمامو تر کنم می خوام زل بزنم به

آسمونت و فریاد بزنم.هنوز نرفته بریدم.چرا هستی و نیستم. حالا که آرزوی آرزوهام برآورده شده کم

نذار حالا که با تموم رحمت و لطفت منو آوردی کنارم باش.نذار دق کنم از تنهایی نذار یادم بیاد ندارمش

کم دارمش نذار اینجا بشکنم ببرم بمیرم. نذار بگم نیستم ٬بودم که باشم. حالا که روی برگه ی عبورم

ردپای تو هسغزل's Avatarت برام قید و شرط نذار.بذار باشم بذار پرواز کنم.آدما بدون عشق هیچند.بذار بودن رو تجربه کنمnasin1's Avatar




انار گونه نگاهم ترک ترک بانو

دلم به نازکی بال شاپرک بانو

میان آتش و دیوار بیکسی هر شب

مرا سیاهی غم میزند کتک بانو

کمی یه فکر من ای کاش باشی ای خورشید

کمک کنی به دل خسته ام .کمک بانو

و. روح من که پر از مرگ های تکراری ست

به زنده بودن خود نیز شک کرده . شک بانو

بخواه باغ انار دلم شود آرام

که از غمت شده قلبم ترک . ترک بانو




[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 21:22 | |




www.j28.biz & www.TakTemp.com


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ