تبليغاتX
شعر تنهایی (امید.آرزو.آینده.زندگی.)







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





نامه ای به او که......

  مي خواهم پنجره رو باز كنم و به تماشاي آن پرستوي بشينم كه لانه محبت در روي درخت عشق من ساخت ولي نمي دانم چرا پرستوي من كوچ كرد و دگر از آن نشاني نيست وقتي كه در پشت پنجره مي امدم و كودك احساسم رو به پيشوازه نوازشهايت مي فرستادم و از پشت در ختان اميد سرك كشان به بازي آنها مي نشستم ولي حالا
 

          هر روز كودك احساسم به زير آن درخت ميايد ولي پرستوي من نيست نمي دانم آن هم به جاي مهاجرت كرده يا گرفتار طوفان نفرت شده حال نمي دانم چه كنم من هر روز پشت پنجره ميايم و منتظر مي نشينم تا پرستوي محبتم بر روي درخت عشقم بيايد تا من كودك احساسم رو به پيشوازش بفرستم به اميد آن روز زندگي مي كنم.


[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 1:30 | |







اگه قلبمو ........

اگه قلبمو شکستي به فداي يک نگاهت

اين منم چون گل پرپر که نشستم سر راهت

تو ببين غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

اگه من نمردم از عشق تو بدون که رو سياهم

اگه عاشقي به درد . چه کسي آن درد رو نديده

تو بگو کدوم عاشق . رنج دوري نکشيده

اگه عاشقي گناه . ما همه غرق گناهيم

ميون اين همه آدم . يه غريب و بي پناهيم

تو ببين به جرم عشقت . پر پروازمو بستند

تو نديدي من مغرور چه بي صدا شکستم

چه بگم وقتي که عاشق . زخمي تيغ هلاکه

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 1:19 | |







قسم

به لبت ، به گيسوانت ، به کمان ابروانت ، به فسون ديدگانت ، به طراوت نوايت ، به صلابت صدايت ، به نواي تار و چنگت ، به جمال آب و رنگت ، به ترانه ي قشنگت :
که تو را ز جان پرستم !
به قطار کاروان ها ، به امير ساربان ها ، به عروس آسمان ها ، به سکوت نيستان ها ، به نشاط باغبان ها ، به صفاي گلستان ها :
که تو را ز جان پرستم !
به خداي کس نديده ، به قشنگي دو ديده ، به غمي کز تو رسيده ، به شب و نور و سپيده ، به دل ز غم رميده :
که تو را ز جان پرستم !
به کمال روح انسان ، به حيات جسم و حيوان ، به سجود اهل کيهان ، به صداي رعد و طوفان ، به وفاي عهد و پيمان :
که تو را ز جان پرستم !
به خداي جسم و جان ها ، به شکوه آسمان ها ، و به نام کهکشان ها ، به ستارگان روشن ، به گل و نسيم و گلشن ، به نگاه پر غرورت ، به قدوم با شکوهت ، به کبودي افق ها ، و به سرخي شفق ها :
که تو را ز جان پرستم !
به سپيدي سپيده ، به گل و گياه و صحرا ، به سکوت بحر احمر ، به غريو شهر مستي ، به بهار فصل هستي ، به لبان سرخ معشوق ، به خروش موج دريا ، به شکوه کوه الوند ، به چمن به دشت و جنگل :
که تو را ز جان پرستم !
به تمام عشق و هستي ، به تمام آرزوها ، به تمام خاک دنيا ، به خدا : اگر بخندم ، به خدا : اگر بنالم ، تويي آخرين اميدم ، تويي آخرين بهارم ، که تويي بهار عمرم

[+] نوشته شده توسط (داش اکل ) در 1:7 | |




www.j28.biz & www.TakTemp.com


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ