به شهادت شناسنامه اهل و ساکن (فارس)هستم هیچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن حتی اگر توش شکست بخوری .......اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بجا میزاره می تونه یه تجربه هم بجا بزاره
بعد از این که دفه اول تو کوچه دیدمش ،
گفت داداشی میای بازی کنیم ؟ بازی که تموم شد گفت تو بهترین داداش دنیایی . وقتیبزرگتر شدم به مدرسه رفتم و چشمام همش اونو میدید . میخواستم
از ته قلببهش بگم عاشقشم و دوستش دارم اما اون گفت تو بهترین داداش
دنیایی . وقتیازدواج کرد من ساقدوشش بودم و بازم گفت
تو بهترین داداش دنیایی . و وقتیمرد من زیر تابوتشو گرفتم
و مطمئن بودم اگه میتونست الان حرف بزنه میگفت تو بهترین داداش دنیایی. چندوقت بعد وقتی دفترچه
خاطراتشو خوندم دیدم نوشته : عاشقت بودم . دوستتداشتم اما
ترسیدم بگم و تو بزاری بری برای همین همیشه میگفتم تو بهترینداداش دنیایی
!!
نوه ها دور مادربزرگ نشسته بودند تا قصه ی امشب رو از
زبانش بشنفن .مادربزرگ قصه شو شروع کرد : « یکی بود
یکی نبود ، زیر گنبد کبود محبت بود ، عشق و دوستی بود ، خوشی بود ، صفا و
یکدلی بود ، صداقت بود .، زندگی بود ، و ...
- اه . مامان بزرگ ، نمیشه دیگه از
این افسانه های قدیمی نگین . آخه ما زیاد ازشون سر در نمیاریم .
راستی ! شما بلدین یکی از فیلمهایجنگ ستارگان رو تعریف کنین
؟ من خیلی دوست دارم اون سریال رو مخصوصآجاهایی که با
اسلحه های بزرگشون آدم میکشن و ... چشمان مادر بزرگ پر ازاشک شد . لباشو
به زحمت باز کرد و با صدایی لرزان گفت : نه عزیزم ... قصههایی که من
بلدم تمامش مربوط به زمانیه که جنگ بین ستاره ها نبود . قصه ما به سر رسید / خوشی به ماها نرسید .